شایسته است جز حق نگوییم

به نام نامی او

 

 

سال هاست این وبگاه محلی ست فقط برای ماندن و گاه نوشته ای داشتن ... و سال هاست بنا دارم دوباره نگاشتن در این وب نوشته را بیآغازم اما .. به دلایلی که می دانم و نمی دانم دیوار تردید مانع همیشگی ام بوده است. امروز که سری بدین صفحه مجازی خاک خورده زدم پندار از نو نوشتن دوباره آزارم داد، که آیا دوباره به تحفه نویسی بپردازم یا همان سکوت همیشگی را به انتها برسانم...  طلب خیری کردم و به قرآن استخاره ای زدم ..

حقیق علی أن لا أقول علی الله ...

شایسته است که بر خدا جز (سخن) حق نگویم. من در حقیقت دلیلی روشن از سوی پروردگارتان برای شما آورده ام، پس فرزندان اسرائیل را همراه من بفرست ... (اعراف/105)

 

این شد که اندکی بر تردیدهایم خاک غفلت ریختم و فراموش کنانه عزم بر دوباره نوشتن نهادم. بیشتر تحلیل های خودم را از وقایع و حوادث روزمره و گاهی نقبی به آینده و گذشته و اندکی هم مقالاتی که می نگارم .. هر چند به گمانم یک یا دوبار این وبلاگ یکسان شد با خاک فنا و تمامی نگاشته های پیشین به باد رفت و باز ...

امید خدا را رضایت افتد و حقیر را افادت ..

ترس

می گفت:

چه قدر خوب است که نمی دانیم.


"میل"

به پشت سر که نگاه می کنی می بینی عمری را به دنبال "حقیقت" دویده ای .. با تمام وجود "دویده ای"

و آن تلنگری که می توانست خیلی زودتر اتفاق بیافتد ..

"ترس"

حس عجیبی ست این ترس. ترس از حقیقت! چه قدر بار این وجود سنگین می شود. دوباره می خواهی بدوی .. اما این بار برای فرار از حقیقت. اما چه قدر سنگین می شود بار این وجود. 

"حماقت"

اکنون. می ایستی و بر حماقت خود ...! 


چه قدر خوب است که نمی فهمیم.

رونمایی از سایت انجمن مطالعات نظری هنر

در کمتر از شش ماه فعالیت بالاخره از سایت انجمن رونمایی شد.

لازم به ذکر این نکته است که مطالب و محتوای این سایت در این بازه زمانی محدود به همت اعضای هیئت مدیره و اساتید و دوستان علمی و فنی مرتبط با انجمن و مباحث نظری هنر تهیه و تولید گشت.

به امید حضرت حق در ماه های آتی دیگر آثار تألیفی انجمن نیز به انجام خواهد رسید.

رونمایی از سایت انجمن مطالعات نظری هنر

متافیزیک دنیای مجازی

واقعیت دنیای مجازی در کتاب متافیزیک دنیای مجازی

وقتي كه سخنان ستاره شناس فرزانه را شنيدم

وقتي كه سخنان ستاره شناس فرزانه را شنيدم

هنگامی که ستون های ارقام و ادله در برابرم ردیف شد

وقتي كه طرح ها و نمودارها به من نشان داده شدند
تا جمع، تقسيم و اندازه گيريشان كنم
هنگامي كه من نشسته و می شنیدم كه ستاره شناس فرزانه
به همراه كف زدن هاي فراوان در سالن سخنراني مي كند
چه زود، بی اندازه خسته و بيزار شدم
تا زماني كه بر مي خيزم
و به آرامي بيرون مي روم
و من با خودم سرگردانم
در شب عارفانه وهم آلود
و هر از چند گاه
در جست و جوي سكوتي كامل

به ستارگان مي نگرم


اثر والت ویتمن


بررسی یک نگاه

این مطلب را در راستای اهتمام به جناب سعید نگارنده وبلاگ شهید بی پلاک می نگارم.

جناب آقای کامران غضنفری چندی پیش مطالبی عرض کرده بودند که بسیاری از آنان نیکو و پسندیده بودند که این تذکار و روشنگری ایشان جای تقدیر دارد اما مواردی هم متأسفانه ذکر شده بود که شاید کمی از دایره انصاف به دور بود. (به زعم بنده لااقل) به بررسی برخی از آنها می خواهم بپردازم شاید در میان آن عرایض و این نقد و بررسی مختصر، مطلب مکشوف تر شود و داوری اندکی سهل تر.
بعضی از این مطالب را نمی شود انکار کرد. انصافا ناراحتی و رنجی که امام در قبول این قطع نامه متحمل شدند بر کسی پوشیده نیست. اصرار برخی اطرافیان امام نیز جهت اتمام جنگ هم قابل کتمان نیست. اما در قصد و نیت خوانی آنان و اتهام عدم خیرخواهی شان یا وادادگی شان به استکبار و استعمار باید کمی جانب احتیاط را نگه داشت تا مبادا چیزی گوییم که از پس پاسخش بر نیاییم.


سوال این است. آیا به راستی این ها که ذکر شد همه ماجراست. گویی در فرازهایی میان مطالب راست و ناراست التقاطی صورت گرفته که به اختصار به مواردی اشاره می کنم. حضرت امام ره در مورخ 29/4/67 یعنی دو روز پس از پذیرش قطع نامه پیام مفصلی می دهند .. در آن پیام ضمن ابراز ناراحتی از قبول این قطع نامه و دعوت به ادامه غضب و خشم بر دشمنان مطلب دیگری هم عرض می کنند: «تأکید می کنم که گمان نکنید که من در جریان کار جنگ و مسؤولان آن نیستم. مسؤولین مورد اعتماد من می باشند. آن ها را از این تصمیمی که گرفته اند شماتت نکنید که برای آنان نیز چنین پیشنهادی سخت و ناگوار بوده است ...» (صحیفه امام ج 20 ص 241) گویی ایشان این روزها را می دیدند.

آقای کامران ذکر کرده اند «امام بعد از پذیرش قطعنامه تا روز رحلت دیگر با هیچ گروه و شخصی که برای دیدار می‌رفتند صحبت نکردند. و همه صحبتهایشان را قطع کردند. شما در صحیفه امام جستجو کنید از روز قبول قطعنامه تا زمان رحلت حتی یک سخنرانی از امام پیدا نمی‌کنید»

حال خودتان قضاوت کنید: امام ره در تاریخ 27/4/67 قطع نامه را قبول کردند.

بیانات امام در دیدار با محسن رضایی در تاریخ 30/4/67

بیانات امام در جمع رئیس جمهور، نخست وزیر و اعضای هیأت دولت مورخ 8/6/67

بيانات امام در جمع رهبران انتفاضه مورخ آذر 67

بیانات امام در دیدار با ادوارد شوارد نادزه (وزير امور خارجه شوروى) در پاسخ به نامه گورباچف مورخ 7/12/67

و انبوهی از پیام ها (مانند پیام مفصل منشور روحانیت مورخ 3/11/67) و انتصابات و تقدیرها و تشکرها و حکم ها و اجازه نامه ها و ... .


شاید بهتر باشد از خود حضرت امام ره علت کم شدن دیداها و سخنرانی هایشان را نیز بشنویم.
تذكر به اعضاى دفتر جهت لغو ديدارها و سخنرانيهاى امام را ببینید در مورخ7/8/67 : «توجه داشته باشيد كه بايد دور سخن گفتن مرا و لو يك جمله دعا خط بكشيد. مجارى تنفس من بيمار است، و حالا هم كه جنگ در كار نيست، زحمت به من ندهيد. از اينكه مثلًا خانواده شهدا و امثال آن بيايند و من دستى تكان دهم، مضايقه ندارم.»
نکته دیگر اینکه آخرین سخنرانی حضرت امام قبل از قبول قطع نامه در تاریخ 27/2/67 بود.
و نیز در جمع مسئولان حج مورخ 22/1/67
و نیز در جمع مسئولان و کارکنان وزارت پست 14/1/67

یعنی در چهارماهه نخست سال و قبل از قبول قطع نامه فقط همین سه دیدار و سخنرانی را داشتند. که دوتای آنها در همان ماه اول بود. از طرف دیگر اگر به دیدارهای چند سال قبل نظری افکنیم می بینیم که بسیاری از دیدارها با مسئولین و افراد لشگری و کشوری مربوط به جنگ بوده و نیز دیدار با خانواده های شهدا و جانبازان و ایثارگران. که حضرت امام به علت وخامت حالشان در سال 67 و 68 و خارج شدن کشور از وضعیت جنگی، این دیدارها را لغو و یا به حداقل رساندند. اما در همین مدت، انبوهی از پیام ها و ... را مشاهده می کنیم که امام با روحیه مثال زدنی همه این ها را نگاشته اند و یا پاسخ داده اند. موارد بسیار دیگری برای ذکر وجود دارد که شاید از حوصله خارج باشد.
اینها را گفتم تا بلکه اندکی از فضای هجمه گونه سنگین بحث جناب کامران بکاهم و قصدم دفاع از گروه و طیف خاصی نبوده است انشاءالله.

ترنس آوانگارد Trans avant garde

 

 

 

چکیده:

ترنس آوان­گارد مدل نئو اكسپرسيونيسم ايتاليايي و حاكي از جنبشی هنري است كه با نقاشانان ایتالیایی آغاز و به باقي اروپاي غربي و آمریکا رسيد. این اصطلاح اولین بار توسط یک منتقد ایتالیایی به نام آکیله بونیتو الیوا برای توصیف و احیای جنبش اکسپرسیونیسم در سال 1979 در ایتالیا به کار گرفته شد. اين جنبش هنري، هنرهای مفهومی را رد كرد و با خودش احساسات، هيجان، لذت و برگشتن به نقاشي و مجسمه سازي را در اروپای آن زمان به همراه آورد. بازگویی و یا بازسازی در قالب شیوه های گوناگونی چون کپی کردن، التقاط، اشاره های طنزآمیز، تقلید و نسخه برداری به همراه القای حس نوستالوژیک و حسرت دوران گذشته به جای خلاقیت، نوآوری و اصل بودن اثر از شاخصه های ترنس آوان­گارد محسوب می شوند. از جمله هنرمندان شاخص این دوره می توان به فرانچسكو كلمنته، ميمو پالادينو، سااندرو كيا، انزو كوكي، نيكله دماريا و سالوادر اشاره کرد.

متن مقاله در ادامه مطلب

 

 

ادامه نوشته

اتومبیل تولید ملی

یکی از مسائلی که در طول تاریخ گریبان گیر آدمیان بوده است، مقوله ای با نام افراط و تفریط می باشد. اعمالی ناپسند که هم از سوی شرع مذموم خوانده شده اند و هم عقلای قوم آنان را ناپسند می پندارند.

تا آنجایی که من مطلعم در ابتدای انقلاب اسلامی گرایش به دو کلان صنعت مطرح بود. یکی صنعت خودرو سازی و دیگری صنعت نساجی. اما بالاخره بنا شد بر روی صنعت خودرو سازی تمرکز شود و جمهوری اسلامی ایران در طول سال های پیش رو به یکی از قطب های خودرو سازی مطرح در جهان شناخته گردد.

در آیین مردانگی دست افتاده گرفتن امری پسندیده است. حتی اگر این افتاده، غول صنعتی ای باشد که شاید خطاهایی نیز کرده باشد و در زمانه تک تازی هایش، خوب تازیده باشد.

صنعت خودرو سازی ای که در دورانی که تحریم ها چنان نبود که نتوانند قطعات مورد نیاز خود را وارد کنند داعیه ملی! بودنش گوش همه را پر کرده بود. اما دریغ از زمانی که پای روی خط واردات گذاشتند.

از نظر کیفیت هم که ناگفته پیداست. وضعیت ایمنی هم که همه روزه در همین کوچه و خیابان های خودمان شاهد آن هستیم.

اما آنچه من می خواهم در اینجا بگویم این حرف های گوش نواز نیست بلکه می خواهم خودم و بقیه را به نکته ای متذکر کنم. شایسته نیست از دایره انصاف خارج شویم و اصلا شایسته نیست بر زمین افتاده را، ما نیز لگدی نثارش کنیم.

صنعت خودرو سازی در حال تجربه کردن رکودی کم سابقه و هجمه ای شاید بی سابقه باشد. دورانی که مصادف شده است با انتخابات ریاست جمهوری و تبلیغات و برنامه های کاندیداهای مختلف. سوژه ای که ظاهراً قرار است هر کارشناس و غیر کارشناسی و حتی هر کاندیدایی برای اثبات کفایت خود بر روی جسد او گام گذارد و عکس یادگاری بگیرد و در نهایت لگدی به آن بزند و افاضاتی پیرامون آن نماید. صنعتی که هر صنعت دان یا صنعت ندانی چون من هم در مورد آن اظهار نظر می کند و آن را مایه تأسف ملی می خواند.

با همه این احوال می خواهم در یک مورد که هجوم وسیعی به این صنعت شده است توضیحاتی که به ذهنم می رسد را بیان کنم. گرانی خودرو!

معظلی که دست مایه بسیاری از دور هم نشینی های خانوادگی و محفل های سیاسی روزهای اخیر بوده و هست. تا آنجا که گویی همه چیز ارزان مانده است و فقط این خودرو است که این مقدار گران شده است. گویی رشد بیش از 100 درصدی پوشک بچه تولید داخلی که 3200 تومان خریداری می شد و یا بستنی 200 تومانی ای که تقلیل یافته آن را به 500 تومان بهایش می داختیم یک امر طبیعی می نمود. گویی همه به دنبال این بودند تا گرز شکایت از گرانی را بر سر صنعت نیمه جان خودروی ملی وارد کنند. صنعتی که علارغم جو سازی ها و شانتاژهای تبلیغاتی که صورت گرفته است، برخلاف دوران گذشته خود حتی به صنعتی ضرر ده تبدیل گشت.

مگر نه این که مواد اولیه و قطعات خودرو در روی همین زمین خاکی موجود است و از آسمان نازل نمی شود؟! مگر خودرو چیست؟ غیر از همین پلاستیک و آهن و شیشه و .. هست؟! گران شدن شیشه چه ربط و دخلی به خودرو ساز دارد. گران شدن مواد اولیه پلاستیک و در نتیجه لوازم و قطعات پلاستیکی را چه به خودرو ساز. گران شدن قطعات آهن چه دخلی به خودرو ساز دارد. شما به فروشگاه نزدیک منزلتان که بروید میزان گاهی 200 درصدی افزایش قیمت اجناس لاستیکی و پلاستیکی را خواهید دید. خودرو مجموع همین ها هست که گرانی شان را هر روزه مشاهده می کنیم. گران شدن کارگر و هزینه های جاری هم مزید بر علت.

البته این را متذکر می شوم که من نمی خواهم دلال بازی هایی که برای گران تر شدن محصولات این صنعت صورت گرفت را انکار کنم اما مگر این دلالی ها چیز جدیدی است؟!

زمانی که ارزش ارزی پول ملی مان حداقل در بازار آزاد به حدود یک سوم و با ارز مرجع به یک دوم تقلیل میابد مگر گران شدن این قبیل اجناس تا دو یا سه برابر امری دور از ذهن و خالی از باور خواهد بود. اقتصاد یک معادله تک مجهولی راحت الحل نیست. در برخی موارد حتی بسیار پیچیده تر از سیاست است.

اگر کلاهمان را قاضی کنیم و به 20 سال پیش بازگردیم می بینیم که قیمت یک اتومبیل برابر بود با قیمت یک خانه مسکونی متوسط. آن هم نه اتومبیل های وارداتی و لوکس بلکه همین اتومبیل های با کیفیت! تولید داخل. 20 سال گذشت و خودرو دیگر نه یک سرمایه متحرک که به یکی از وسایل رفاهی خانوارهای ایرانی بدل گشت.

به خوبی یاد می آورم که مثلا زمانی که خودرو پراید در ایران مبلغی در حدود 7 میلیون تومان داشت می گفتند در سوریه این خودرو به قیمت 3 میلیون تومان به فروش می رسد. در سفری به سوریه از راننده پرایدی قیمت خودرویش را جویا شدم. قریب به قیمت خودمان بود. حتی یک روز خودرویی با راننده اجاره کردم. از قضا ریو تولید داخل بود. به یاد می آورم مبلغی حتی بالاتر از ریوهای موجود در ایران پرداخته بود.

با همه این احوال اگر زمانی که زمان یکه تازی خودرو سازی داخلی بود اگر کمی و فقط کمی حق مشتریان خود را که ملت ایران هستند پاس می داشتند و محترم می شماردند شاید اکنون نیز ملت با ایشان با ملاطفت بیشتری برخورد می نمود. زمان هایی که فرصت بود تا خودرو سازان ما گامی بیشتر به پیش بردارند و خودشان را به جای دلخوش کردن به عناوین استاندارد یورو 3 و 4 و .. حقیقتا بر کیفیت و ایمنی و حسن طراحی این ارابه های مدرن می افزودند.

مخلص کلام این که مبادا تحت تأثیر جوسازی های تبلیغاتی و ... همه مشکلات و معضلات را بر سر این صنعت تا حدودی اکنون بی دفاع خراب کنیم. یادمان نرود اگر این صنعت نتواند کمر راست کند و فعال تر از سابق گردد خود ما هستیم که متضرر واقعی آن خواهیم بود. اگر واردات خودرو بی  گمرک گردد در نهایت خود ما هستیم که با از دست دادن یکی از عظیم ترین صنایع مان و بی کار شدن بسیاری از همشهریانمان و بی ثمر شدن سال ها تجارب خودرو سازی مان تنبیه خواهیم شد. آن هم درست زمانی که بیش از همیشه به حمایت از تولید داخلی ولو با کیفیت و قیمت موجود نیازمندیم.

حدود 35 سال می گذرد. خوب است که کارشناسانی بی طرف به بررسی این صنعت عظیم بپردازند و با شناختن موانع واقعی در راه توسعه این صنعت و رفع کاستی های موجود و با تقویت بدنه کارشناسی آن بدور از فضاهای سیاسی و جو های ایجاد شده گام بردارند.

خوش نویس


نمایشگاه صریر روحانی افتتاح شد.

دیشب طی مراسمی نمایشگاه صریر روحانی با حضور چند تن از مسئولان شهرداری تهران و دفتر تبلیغات اسلامی حوزه و تنی چند از اساتید طراز اول خوشنویسی کشور و چند تن از خوشنویسان طلاب و دانشجویان در موزه امام علی ع تهران افتتاح شد.

من نیز هر چند علت اصلی حضورم در آنجا به علت جلسه ای بود که بعد از آن مراسم بنا بود داشته باشم اما به شخصه از آشنایی با نظرات هنری برخی خوشنویسان طراز اول کشور چون استادامیرخانی و استاد شیرازی و نیز از آشنایی با هنر مرحوم آیت الله نجومی استفاد فراوانی بردم. همچنین دغدغه هایی مطرح شد که برخی از آنان جای تأمل داشت.

یکی از نکات جالب توجه برایم این بود که یکی از اساتید خوشنویسی می گفت: گمان نمی کردم در حوزه این تعداد خوشنویس حرفه ای یا نزدیک به حرفه ای وجود داشته باشد.

به گمانم با اطلاعی که بنده دارم حدود 130 خوشنویس شایسته در حوزه وجود داشته باشد. البته خوشنویسی از گذشته مورد توجه بزرگان حوزه بوده و هست و برخی حتی حالتی قدسی برای این هنر قائلند.

در مجموع عرضه آثار طلاب را می توان به فال نیک گرفت و این را آغازی برای ورود آثار فاخر ایشان به موزه ها و نمایشگاه ها دانست.

البته مایل بودم مبحثی در مورد جایگاه هنر خوشنویسی در میان مسلمانان بنویسم اما متأسفانه فرصت نشد. فقط به همین اکتفا می کنم که نگاه به هنر خوشنویسی در میان خوشنویسان مسلمان به شدت تحت تأثیر نگاه سنت گرایان به هنر می باشد. که این نوع نگاه هم نقاط مثبت فراوان دارد و هم به گمانم معایبی دارد.


خوش نویسان

نمایشگاه صریر روحانی افتتاح شد.

دیشب طی مراسمی نمایشگاه صریر روحانی با حضور چند تن از مسئولان شهرداری تهران و دفتر تبلیغات اسلامی حوزه و تنی چند از اساتید طراز اول خوشنویسی کشور و چند تن از خوشنویسان طلاب و دانشجویان در موزه امام علی ع تهران افتتاح شد.

من نیز هر چند علت اصلی حضورم در آنجا به علت جلسه ای بود که بعد از آن مراسم بنا بود داشته باشم اما به شخصه از آشنایی با نظرات هنری برخی خوشنویسان طراز اول کشور چون استادامیرخانی و استاد شیرازی و نیز از آشنایی با هنر مرحوم آیت الله نجومی استفاد فراوانی بردم. همچنین دغدغه هایی مطرح شد که برخی از آنان جای تأمل داشت.

یکی از نکات جالب توجه برایم این بود که یکی از اساتید خوشنویسی می گفت: گمان نمی کردم در حوزه این تعداد خوشنویس حرفه ای یا نزدیک به حرفه ای وجود داشته باشد.

به گمانم با اطلاعی که بنده دارم حدود 130 خوشنویس شایسته در حوزه وجود داشته باشد. البته خوشنویسی از گذشته مورد توجه بزرگان حوزه بوده و هست و برخی حتی حالتی قدسی برای این هنر قائلند.

در مجموع عرضه آثار طلاب را می توان به فال نیک گرفت و این را آغازی برای ورود آثار فاخر ایشان به موزه ها و نمایشگاه ها دانست.

البته مایل بودم مبحثی در مورد جایگاه هنر خوشنویسی در میان مسلمانان بنویسم اما متأسفانه فرصت نشد. فقط به همین اکتفا می کنم که نگاه به هنر خوشنویسی در میان خوشنویسان مسلمان به شدت تحت تأثیر نگاه سنت گرایان به هنر می باشد. که این نوع نگاه هم نقاط مثبت فراوان دارد و هم به گمانم معایبی دارد.